
هشدار فوق متن اس ام اس امروز تلفنم بود که صبح زود از طرف یکی از دوستام برایم ارسال شد


روز سي ام دي ماه همايش آخرين دستاوردهاي کاوشهاي نجات بخشي تنگه بلاغي آغاز شد اما اين مراسم با اعتراض برخي از دوستداران تنگه بلاغي همراه شد در ساعات پاياني اين مراسم تعدادي از معترضين سرود اي ايران سر داده و خواهان توقف آبگيري سد سيوند شدند.در طي اين مراسم اعلاميه اعتراض آميز انجمن هاي دوستدار ميراث فرهنگي در بين شرکت کنندگان بدون هماهنگي برگزارکنندگان همايش توضيع شدبراي نمونه انجمني با عنوان «کميتهي بينالمللي نجات پاسارگاد» نامهاي را خطاب به باستانشناسان شرکتکننده در همايش آخرين دستاوردهاي كاوشهاي باستانشناسي تنگهي بلاغي منتشر كرد.
در اين نامه آمده است: «به نظر ميرسد قرار است با برگزاري اين همايش پايان کار شما در اين راه دوساله نيز اعلام شود و به احتمال قريب به يقين برنامه آن است که سازمان ميراث فرهنگي با دريافت موافقتنامهاي به امضاي شما شرکتکنندگان در عمليات موسوم به نجاتبخشي، فرمان به آب بستن و غرق کردن تنگهي بلاغي را صادر کند.
در ادامهي آن افزوده شده است: «ما ميدانيم آنچه بهعنوان عمليات نجاتبخشي از آن نام برده ميشود، چيزي بيش از جمعآوري اطلاعات نيست؛ اطلاعاتي که يقينا با رنج و کار شبانهروزي شما بهدست آمدهاند؛ اما باز هم شما خوب ميدانيد که اين اطلاعات، جانشين آنچه از دست ميروند، نميتوانند شوند و در عين حال، دربرگيرندهي يکصدم از آنچه در آن منطقه وجود دارد نيز نيستند. به اين ترتيب، با شروع آبگيري، چيزي از آنچه در آن منطقه وجود دارند، براي ملت ايران باقي نخواهد ماند».
در پايان اين نامه اضافه شده است: «نابودي تنگهي بلاغي و دشت پاسارگاد، حتا اگر خوشبينانه فکر کنيم که به آرامگاه کوروش بزرگ لطمهاي وارد نميشود، لطمهي کمي براي تاريخ و فرهنگ ما نيست. آيا وجود سدي که اکثر کارشناسان معتقدند که حتا براي کشاورزان منطقه هيج سودي ندارد و محيط زيست منطقه را هم نابود خواهد کرد، آنقدر ارزش دارد که بخش مهمي از آثار و گنجينههاي باستاني ما و کل بشريت در راه آن نابود شوند؟
آنچه حداقل هزارانهزار انسان شريف که به گنجينههاي فرهنگي و بشري علاقهمند هستند، از شما انتظار دارند آن است که براي نجات اين منطقه، برکنار از هرگونه حسابگريهاي رايج و از طريق توضيح دقيق و صريح به مسؤولان امر، از آنها بخواهيد تا از اين نيت هولناک منصرف شوند».

وزارت دادگستري آمريكا با استناد به قوانين " بيمه خطر تروريسم" (TRIA) مصوب سال 2002 و "مصونيت حكومتهاي خارجي" (FSIA) توقيف الواح هخامنشي را از سوي دادگاه محلي آمريكا غيرقانوني ميداند.
چندي پيش نيز اداره كل حقوقي وزارت امور خارجه، در نامهاي به شماره 3640/641، نظريه مكتوب وزارت دادگستري آمريكا به قاضي پيشين پرونده (بلانش منينگ) را به اداره كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري ارسال كرده بود.
وزارت دادگستري آمريكا به خواهان پرونده (جني رابين) اعلام كرد توقيف گلنبشتههاي تخت جمشيد با استناد به اجراي قانون بيمه خطر تروريسم مصوب 2002((TRIA و قانون مصونيتهاي حكومتهاي خارجي (FSIA ) امكانپذير نيست.
براساس قانون TRIA داراييهاي مسدود كشوري كه در اين قانون "تروريست" ناميده شده، قابل توقيف است؛ در حالي كه اشياي تخت جمشيد، داراييهاي مسدود ايران يا موزه ملي يا سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري نبوده، بلكه از سوي دولت ايران به مؤسسه شرقشناسي دانشگاه شيكاگو امانت داده شده و آن مؤسسه متعهد به استرداد آنها به ايران بوده است.
براساس فصل 5 (ب) قانون تجارت با آمريكا و بنا بر فصلهاي 202 و 203 قانون قدرتهاي اقتصادي اضطراري بينالمللي، داراييهاي مسدود به داراييهايي گفته ميشود كه متعلق به ديگر كشورها بوده و از سوي دولت آمريكا توقيف شده است.
براساس قانون "مصونيتهاي حكومتهاي خارجي" نيز امكاني براي توقيف الواح هخامنشي نيست؛ زيرا در فصلي از اين قانون قيد شده تنها آن دسته از اموال دولتهاي خارجي قابل توقيف است كه از سوي دولت آمريكا مورد استفاده تجاري باشد و اين در حالي است كه با استناد به نامه وزارت دادگستري آمريكا، الواح تخت جمشيد به مدت چندين دهه براي انجام مطالعات علمي از سوي مؤسسه شرقشناسي شيكاگو نگهداري شده و ايران هيچگونه فعاليت تجاري در مورد آنها انجام نداده است.
چندي پيش، خانوادههاي تعدادي از كشتهشدگان و مجروحان انفجار سال 1997 در فلسطين اشغالي، ايران را به دليل حمايت از گروه مقاومت حماس در اين انفجار مقصر دانسته و عليه آن به دادگاه آمريکا شکايت کرده بودند. دادگاه نيز براي جبران خسارت وارده حكم فروش داراييهاي ايران در آمريکا را صادر کرد. از جمله آثار ارزشمندي که به آن چوب حراج زدند، مجموعه بينظيري از الواح قديمي است که در منطقه تختجمشيد کشف شده و به صورت اماني 70 سال در دانشگاه شيکاگو نگهداري ميشده است.
اقدام دادگاه فدرال اين ايالت براي به حراج گذاشتن مجموعه فرهنگي امانت داده شده به موزه مؤسسه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو، با هدف سلب مالکيت مردم ايران از ميراث فرهنگي ارزشمند خود، با اصل همکاريهاي فرهنگي که سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي، ملل متحد (يونسکو) مروج آن است، همچنين با روح کنوانسيونهاي فرهنگي يونسکو به ويژه کنوانسيون منع ورود، صدور و انتقال غير قانوني مالکيت اموال فرهنگي سال 1970 مغايرت کامل دارد.
در سال 1948، 179 لوح، در سال1951ميلادي نيز بيش از 37 هزار قطعه از لوحها (لوحهاي شكسته) و سال 1383 هجري شمسي نيز 300 لوح از الواحي كه در حفاري دانشگاه شيكاگو در تختجمشيد بهدست آمده به كشور بازگردانده شدهاست. بر اساس اعلام موزه ملي ايران، احتمالاً حدود يك هزار قطعه ديگر از اين الواح هنوز در مؤسسه شرقشناسي دانشگاه شيكاگو وجود دارد.





